سه شنبه شب است.. دیوار شده برای شنیدنت تمام عمر سکوت میکنم.
سه شنبه شب است.. دیوار شده برای شنیدنت تمام عمر سکوت میکنم.
"سین شین" مدام غر میزند که مشکلاتش با "ف" را باید بریزند توی اسید تا حل شود!
نمی داند پنهان کاری در اسید هم حل نمی شود!
سنگ می زنم به سنگینی روحم
.
.
.
می خواهم بگذرم
عبور در من مانده
.
.
.
سه شنبه شب است .. چایِ مخصوص تماشایِ رادیو هفت منتظر لای انگشتانم بخار می شود به چهار گوشه سقف ..
سه شنبه شب است و من منتظرم تا صدایی رویِ صورتم بنشیند و خلاصم کند از رفت و آمد حنجره ای که دزدکی از لای در اتاقت سمتم سرک می کشد و دوباره به ریتم پاها و تمرکز چشمان بسته ات باز میگردد ..
.
.
سه شنبه شب است و من تکرار خواهم شد در صدای حافظ خوانی های مکرر و موزیکهایه اتاق تو .. در مسیر نشستنهایم.. در فاصله صداهایی که مرا به رفتن تعارف میکنند و ماندن تنها چایِ هل بی رمقی خواهد شد برایِ جان دادن به سینک آشپزخانه .
سه شنبه شب است و من زمستانهایم تکمیلند از یخبندان خیالت...