تبليغاتX
لشكرتكنفره

لشكرتكنفره

 

 

سه شنبه شب است.. دیوار شده برای شنیدنت تمام عمر سکوت میکنم.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 23:6  توسط لشکر  | 

سه شنبه

 
 
سه شنبه ها آه میشوم، کشیده برآینه دخترکی، که طرح موها را رویش نقاشی می کند.
خطهایی میشوم که شریان های رسوبی بین رگها را باز میکنند.
سه شنبه ها بر مغز استخوان تمام آینه ها، پیوند می خورم.
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:17  توسط لشکر  | 

اسید

 

 

"سین شین" مدام غر میزند که مشکلاتش با "ف" را باید بریزند توی اسید تا حل شود!

نمی داند پنهان کاری در اسید هم  حل نمی شود!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:53  توسط لشکر  | 

رمی جمرات



سنگ می زنم  به سنگینی روحم

.

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:32  توسط لشکر  | 

عبور

 

می خواهم بگذرم

عبور در من مانده

.

.

.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 16:29  توسط لشکر  | 

سه شنبه شب است

 

سه شنبه شب است .. چایِ مخصوص تماشایِ رادیو هفت منتظر لای انگشتانم بخار می شود به چهار گوشه سقف .. 

سه شنبه شب است و من منتظرم تا صدایی رویِ صورتم بنشیند و خلاصم کند از رفت و آمد حنجره ای  که دزدکی از لای در اتاقت سمتم سرک می کشد و دوباره  به ریتم پاها و تمرکز چشمان بسته ات باز میگردد ..

.

.

سه شنبه شب است و من تکرار خواهم شد در صدای حافظ خوانی های مکرر و موزیکهایه اتاق تو .. در مسیر نشستنهایم.. در فاصله صداهایی که مرا به رفتن تعارف میکنند و ماندن تنها چایِ هل بی رمقی خواهد شد  برایِ جان دادن به سینک آشپزخانه .

سه شنبه شب است و من زمستانهایم تکمیلند از یخبندان خیالت...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 13:46  توسط لشکر  |